pen
شنبه 1 ارديبهشت 1397

مقصر کیست؟دولت یا مردم؟


 
این روزها صحبت زیادی بر سر فعالیت مجدد شورایعالی حفاظت از محیط زیست و احیای مصوبه ایجاد واحدها و کمیته‌های محیط ‌زیست در ارگانهای دولتی است. این اتفاق مهم – چه از روی اجبار به دلیل وجود مشکلات جبران ناپذیر فعلی و خطرات بالقوه آینده باشد، چه برای راه‌اندازی نمایشهای مردم پسند- به هر حال اتفاقی بسیار مبارک و فرصت‌ساز برای حرکت به سوی اصلاح مشکلات محیطزیستی در کشور است. هر چند ابعاد چالشهای محیط‌زیستی امروز چنان گسترده و درهم تنیده است که نمی‌توان امید چندانی به حل کامل معضلات  - حداقل در کوتاه‌مدت- داشت، اما چنانچه در کنار و همسو با  فعالیتهای دولتی، هر شهروند نیز مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی خود را دراین زمینه شناخته و به این درک برسد که "حفظ محیط‌زیست یک نیاز اصلی برای بقا و بهبود کیفیت زندگی خود او است نه یک ایده پردازی نوین توسط گروههای مرفه و روشن فکر!"، در اینصورت راه پرپیچ وخم بهبود کیفیت محیط‌زیست بسیار هموار گردیده و سرعت خواهد گرفت.
در سالهای اخیر، همواره رسیدگی به این قبیل مشکلات، وظیفه دولت تلقی شده و این اشتباه بسیار متداول در جامعه منجر به انباشت کوهی از مشکلات در زمینه های مختلف گردیده است. البته هیچ گروهی را نمی‌توان در این زمینه مقصر اصلی اطلاق نمود، بلکه اصل موضوع بر‌می‌گردد به عدم اعتماد دوطرفه بین مردم و دولت. مردمانی که نسبت به مشکلات محیط زیستی در کشور آگاهی نسبی دارند، دولت و تصمیم‌گیریهای کلان را دلیل اصلی معضلات جبران‌ناپذیر امروز می‌دانند که البته خیلی هم از واقعیت دور نیست. اما این نوع نگاه یک اشکال عمده دارد؛ آیا دولتمردان ما از کرّات دیگر به اینجا آمده‌اند و برای ما تصمیم می‌گیرند یا در بطن همین مردم رشد کرده‌اند؟ آیا نمی توان ریشه اصلی مشکل را در فرهنگ نادرست و عدم آموزش کافی جستجو نمود؟ واقعیت این است که سیاستگزاران و تصمیم‌گیران جامعه در پشت همین نیمکتهایی درس خوانده اند که مردم دیگر و در همان فرهنگهای خردو کلانی بزرگ شده‌اند و پا گرفته‌اند که دیگر چالش‌سازانی چون تفنگ‌به دستان ، ارّه کشان، قاچاقچیان و حتی کشاورزان و باغداران نااگاه....
و صد البته که عملکرد دولت در این زمینه و عدم دخالت دادن مردم در مدیریت امور چنینی، مشکلات را چندبرابر و دلسردی را در بین علاقمندان و فعالان محیط زیستی صد چندان کرده است. امروز به گفته صریح بسیاری از دولتمردان ردّه بالا در زمینه حفاظت از سلامت جامعه و محیط‌زیست، بدون همکاری گروههای مدنی و مردمی متخصص و علاقمند و همچنین آموزش اثربخش عموم مردم، عملاً  برنامه‌های بهبود وضعیت سلامت و محیط زیست در کشور، همچنان با شکستهای نسبی مواجه خواهند شد. البته این بدین معنی نیست که تا کنون هیچ کار موفقی انجام نشده است، اما اولاً ابعاد موفقیتها در برابر حجم مشکلات بسیار ناچیز است و دوماً باید ببینیم به ازای چه مقدار مصرف بودجه، زمان، کارشناسی، مشاوره و.... این موفقیتها بدست امده اند؟ به نظر می‌رسد تعادل چندانی بین مقدار مصرف این منابع و درصد موفقیتهای حاصله وجود نداشته باشد!
به هرحال، در فضای امروز جامعه کم‌کم دولت نیز ( احتمالاً) به ناچارا در حال باز کردن دربهای همکاری مردم برای مدیریت صحیح کشور است و جای بسی خوشحالی است که هنوز هم در جامعه افراد علاقمند و متخصصی وجود دارند که خالصانه برای حمایت از دولت در حل مشکلات جامعه گام بر می‌دارند.
خوب است که در چنین شرایطی به جای پرداختن دوباره به نقادّی های پایان‌ناپذیر از دولت، فرصت را مغتنم شمرده و با هر میزان توانایی که داریم به کمک حل مشکلات جامعه خودمان بپردازیم. یادمان باشد که جامعه ما با ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی خود، امروزه بیش از آنکه به پروراندن کارشناس، کارشناس ارشد، دکتر، پروفسور و از این قبیل القاب نیاز داشته باشد که در پشت نیمکتهای دانشگاه پا بگیرند اما توانایی اجرایی و رهبری جامعه را نداشته باشند، محتاج پرورش و بکارگیری متخصصانی است که در کنار نظریه پرداران و تئوریسن‌های آگاه، قدرت تأثیرگذاری ، هدایت اجتماعی و ایجاد بسیج عمومی داشته باشند. به گواهی تاریخ چندهزارساله ایران، جامعه ما همواره نشان داده است که می‌تواند بدون اینکه چندان به دنبال دانستن و تحلیل ریشه‌ها و علل حرکتهای اجتماعی باشد، با آن همگام گردیده و چه بسا بسیار هم متعصبانه و با تمام وجود از هدایتگران موضوع، پیروی و پشتیبانی‌کند. این ویژگی فرصت بسیار خوبی را ایجاد می‌نماید تا با حمایت الگوهای اجتماعی و همچنین توجیه و آموزش ذی‌نفوذان جامعه، بسیاری از آموزه‌های رفتار محیط‌زیستی را در اجتماع گسترش دهیم. چنین نیازی، فعال‌سازی و حمایت دوباره از سازمانهای مردم نهاد متخصص و توانا را می‌طلبد که به نظر می‌رسد، اکنون این فضا در حال بهسازی و رشد کردن می‌باشد.
موسسه مهرگان پرتو پژوه نیز که در این سالها انرژی و وقت زیادی را برای برقراری ارتباط بین دولت و مردم برای حل مشکلات محیط‌زیستی و سلامت جامعه صرف کرده است، همچنان آمادگی خود را بیش از گذشته اعلام نموده و در حال طراحی و انجام فعالیتهای مبتکرانه و منحصر به فردی در این زمینه می‌باشد.
نگارنده: شاهد شعاعی

مقصر کیست؟دولت یا مردم؟ #1


تاریخ : 15 آبان 1393 | 1733 بازدید